Lilypie Maternity tickers حبّه

حبّه

حبه و نخودی/خاطرات بچه دوم

مامان بودن...

امروز چقد شیطون شدی بلا.... همش داری وول میزنی.

بیشتر از دو هفته است که ساعت کاریه مامانی عوض شده. صبح ها 4 و 20 دقیقه بیدار میشم و سرویس اداره میاد دنبالم و حدود 5 میرسم اداره. سه نفر دیگه از همکارا هم باهام هستن. از وقتی میرسیم بکوب میشینیم پای کار. ساعت 5 و 20 دقیقه تازه اذان صبح میشه و نماز می خونیم. تا ساعت 8 صبح یکسره کار می کنیم و نتیجه کار رو تحویل (بچه های بالا) میدیم نیشخند

بعدش کارمون سبک تره و تا 12 سر کار هستیم و بعدشم میریم خونه. به دکتر گفتم ساعت کاریم عوض شده و این مدلی شده اشکالی نداره برام یا ضرری نداره برای بچه. دکتر گفت خیلی هم بهتره. اینجوری زمان های اوج آلودگی و ترافیک توی خیابون نیستی. قبلش هم خودش آخه گفته بود روزایی که هوا آلوده است اصلن نرو سر کار!

امروز صبح ساعت یک ربع به هشت کارم تموم شد و رفتم یه کم دراز کشیدم روی موکت کنار اتاق که برای نماز پهن میشه. حدود ده دقیقه ای خوابیدم و وقتی هم که بیدار شدم از جام تکون نخوردم فقط چشمام رو باز کردم. چون خیلی خسته بودم و اصلن دلم نمی خواست بیدار شم و دلم نمی خواست از جام بلند شم.

بعد همونطور که بیدار بودم و بی حرکت دراز کشیده بود، نخود من شروع کرد به وول زدن. اونم چه وول زدنی. با هر تکونش دلم هرّی میریخت پایین. از شدت هیجان. الانم که نشستم پشت میزم هرازگاهی باز از اون وولا میزنه نخودم برام. فدات بشم مامانی. مواظب خودت باش. واسه مامانت دعا کن.

امروز طبق تاریخ خودم 19 هفته و 4 روز هستم. البته تاریخ سونوگرافی 3 روز جلوتره یعنی میشه 20 هفته تمام. بهرحال الان توی هفته 20 هستم.

جواب غربالگری دوم رو که دکتر دید گفت جوابت عالیه. سونوگرافی سلامت جنین رو هم برای هفته 22 برام نوشت.

   + ; ٩:٤٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()