Lilypie Maternity tickers خدایا کمک... کمک... کمک - حبّه

حبّه

حبه و نخودی/خاطرات بچه دوم

خدایا کمک... کمک... کمک

خیلی حالم بده. یعنی فقط روز و شب آرزوی مردن می کنم. اون تهوعی که اوایل داشتم با اینی که الان هست زمین تا آسمون فرق می کنه. سه روز نتونستم بیام سر کار از شدن تهوع و استفراغ.

یکشنبه دوباره رفتم دکتر بدون وقت قبلی. چون حالم خیلی بد بود و بی تاب بودم. شب رفتم درمانگاه سرم زدم و توی سرم هم سه تا آمپول ب - کمپلکس زدم. بعدشم آمپول ضد تهوع دمیترون زدم که قرص هاشم باید یکسره بخورم. البته آمپولش اصلن پیدا نمیشه در حال حاضر و من فقط یه دونه پیدا کردم و زدم.

خیلی حالم بده که احساس می کنم واقعن توانم تموم شده و به پایان رسیدم.

   + ; ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()