Lilypie Pregnancy tickers آزمایش غربالگری - حبّه

حبّه

حبه و نبات/خاطرات بچه دوم

نی نی ما پسره

سلام عزیزم! حالت چطوره؟ همه چیز میزونه؟ من امروز یه کم خوب نبودم، چون دلم درد میکرد و علاوه بر درد خب نگران هم بودم نکنه حبه ی مامان حالش خوب نباشه. اداره رفتن هم برام سخت شده و خیلی بیشتر نیاز دارم استراحت کنم. خداروشکر الان بهترم. از اداره که اومدم یک ساعت و نیم خوابیدم کمی انرژی گرفتم. اما باز هم دردسرم اینه که وقتی روزها میخوابم، دیگه شب ها خوابم نمی بره و هی از این پهلو به اون پهلو غلت میزنم و پاهام و کمرم بی حس میشه و آخر سر دیگه کلافه میشم و راه میوفتم توی خونه. فکر کنم امشب از شب های بی خوابی باشه. هرچند صبح باید برم اداره ولی عیب نداره بیدار باشم. چون بابایی فردا امتحان داره و الان هم نشسته روی مبل روبروی من و داره مثلن درس می خونه ولی در واقع داره فیلم سینمایی نگاه میکنه. بهش میگم تلویزیون رو خاموش کنم اگر حواست رو پرت میکنه؟ میگه نه، حواسم رو پرت نمی کنه! البته راست هم میگه. چون همه ی حواسش به فیلمه و اصلن حواسش پرت نمیشه!!

وقتی هفته 13 بارداری بودم، به دستور دکتر اولین سری از تست های غربالگری رو انجام دادم. برای غربالگری هم باید سونوگرافی 4 بعدی میرفتم و هم آزمایش خون میدادم. اول رفتم سونوگرافی. از چندین روز قبل وقت گرفته بودم. روز 6 آذرماه وقتی از سر کار اومدم، کمی استراحت کردم و خیلی زود بابایی اومد دنبالم و دوتایی رفتیم مطب دکتر محسن قدوسی برای انجام سونوگرافی. دکتر قدوسی رو خانوم دکتر طهماسبی خودش توصیه کرد برم پیشش. مطب خلوت بود و خیلی زود رفتیم داخل. من دراز کشیدم و بابایی هم نشست روی صندلی. آقای دکتر سریع کارش رو شروع کرد. اولش تو رو نمی دیدم. دکتر هم حرفی نمی زد. دلم طاقت نیاورد و از دکتر پرسیدم زنده است؟! دکتر گفت: بععععععله... و صدای قلبت رو برای ما پخش کرد و من و بابا صدای قلب حبه ی کوچولومون رو شنیدیم و کلی ذوق کردیم. بعد دکتر هرجایی از بدن تو رو که توی هفته 13 مشخص بود بهمون نشون داد. البته هر کدومش رو 3-4 بار نشون داد. شکم کوچولوت، معده کوچولوت، قلب کوچولوت، دست و پاهای کوچولوت و کف پای کوچولوت... آقای دکتر خیلی توی کارش غرق بود و دقیق و وسط مشاهداتش و توضیحاتش خیلی بی مقدمه و بدون پس و پیش گفت: پسره! من پرسیدم: حتمن؟ آقای دکتر بهم جواب نداد، در عوض با تکون دادن شکمم سعی میکرد تو رو وادار کنه بچرخی که جنسیتت رو درست و حسابی ببینه! برای من و بابا خیلی جالب و عجیب بود که دکتر با اون شدت شکم منو تکون میداد تا تو رو وادار به چرخیدن کنه. البته تو هم کوتاه نمیامدی مامانی و خیلی طول کشید تا بچرخی. بمیرم برات که مثل مامانی و بابایی ت تنبلی و بیشتر از هر چیز عاشق لم دادنی! بالاخره دکتر موفق شد تو را راضی کنه که بچرخی و من و بابایی هم دیدیم که تو پسر هستی.

فردای اون روز یعنی 7 آذرماه من رفتم آزمایشگاه آرمین و جواب سونوگرافی روز قبل رو هم با خودم بردم و اونجا ازم خون گرفتن برای آزمایش های غربالگری. حدود یک هفته ی بعد جوابم حاضر شد و بردم به خانوم دکتر طهماسبی نشون دادم و خداروشکر راضی بود.

توی این سونوگرافی وزن حبه ی مامان 77 گرم بود ولی نتونستم بفهمم قدت چقدر بود. آخرین باری که پیش دکتر طهماسبی بودم، بهم گفت توی ماه پنجم باید یک سونوگرافی دیگه انجام بدی و همه ی اجزای جنین دیده بشه که خدای ناکرده ناهنجاری وجود نداشته باشه. انشالله فردا باز هم از مطب دکتر قدوسی وقت میگیرم تا بیام و تو رو ببینم پسرکم...

 

 

 

پی نوشت1:

دکتر محسن قدوسی

جراح و متخصص زنان، زایمان و نازایی و (جنین شناسی)

تلفن: 22270126

آدرس: خیابان شریعتی، بالاتر از تقاطع میرداماد، کوچه فلسفی، پلاک 12،  طبقه چهارم

 

پی نوشت2:

آزمایشگاه آرمین

تلفن:  88732773

آدرس: خیابان قائم مقام شمالی، نرسیده به خیابان بهشتی، نبش کوچه هشتم، ساختمان پزشکان 183، طبقه دوم

 

   + ; ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()